ستاره فیلمهای غیر اخلاقی نقش زن بوش را ایفا خواهد کرد
الیور استون کارگردان سرشناس آمریکایی در فیلم جدید خود قصد دارد از یک ستاره فیلمهای مستهجن برای ایفای نقش بانوی اول آمریکا استفاده کند.
ادامه مطلب
خبرهای اجتماعی -سیاسی-فرهنگی و....
رضا بديعي
متولد 1930 تهران. از دهه 60 در سينما و تلويزيون امريکا فعاليت خودش را شروع کرد و طي دهه هاي بعدي و به واسطه کارگرداني سريال هاي پرمخاطب تلويزيوني به شهرت رسيد. قسمت هايي از ماموريت ناممکن، مرد شش ميليون دلاري، استارسکي و هاچ و تيم پليس را او کارگرداني کرده است. او نزديک به 90 کار تلويزيوني و سينمايي در کارنامه خود دارد. معروف است که بديعي از دوستان نزديک رابرت آلتمن بوده و در برخي پروژه هاي سينمايي آلتمن او را همراهي مي کرده است. جنيفر جيسن لي بازيگر هم دخترخوانده اوست که در فيلم هايي چون کانزاس سيتي و راه هاي ميانبر (آلتمن) بازي کرده است. بديعي در دهه هاي 80 و 90 هم سهمي در کارگرداني سريال هاي پيشتازان فضا، بيواچ و نيکيتا (بازسازي فيلم سينمايي) داشته. *رسيدن به يک موقعيت خاص و بي رقيب شايد مهم ترين موضوع است.

سریال یوسف پیامبر به کارگردانی فرجالله سلحشور که از پروژههای تاریخی و عظیم سیماست و هنوز چند قسمتی از پخش آن نگذشته است با انتقادات فراوانی از سوی کارشناسان مذهبی و دست اندرکاران سیما روبرو شده است.
در همین راستا حجهالاسلام بهمن شریفزاده مدیر گروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتگو با خبرنگار «فردا» نگاه صداو سیما را به مسائل تاریخی و مذهبی خوب و مثبت ارزیابی کرد اما نقطه ضعفهایی را به محتوای داستانی این سریال وارد دانست.



به گزارش خبرنگار مهر، هفته گذشته اعلام فیلم های ایرانی نامزد معرفی به مراسم اسکار و نهایتاً انتخاب "میم مثل مادر" علاوه بر خبرسازی حاشیه هایی پررنگ هم داشت. نکته جالب در مقطعی اتفاق افتاد که هشت فیلم ایرانی معرفی شده در انتظار انتخاب نهایی به سر می بردند و سازندگان آنها حرف و ادعاهای جالبی داشتند.
بنا بر اين گزارش، وي در بخشي از اين متن گفت: امشب شب سينما است. شب احترام به هنرمندان سينما، ستايش از فرهنگ و تمدن ايران است. امشب شب دوستي و مهرباني است. عزيزاني كه خانواده سينما امروز بر روي اين صحنه تعظيم كننده در برابر صفا و محبت شما و سپاسگزار رأي داوران ميايستند و ما براي آنها هورا ميكشيم. ما بايد چون درختان تناور اين سرزمين در كنار هم بايستيم.
وي در ادامه افزود: سينما ميتواند مرهم باشد، مرهمي بر زخمهاي متعدد جامعه. ميتواند رويا باشد. روياي صادقانه همه صادقان. نان سفره ما از سينما است و تنها صنفي هستيم كه همه بر سر يك سفرهايم و نمك گير يكديگر هستيم. فقط مواظب باشيم نمكدان را نشكنيم.


به گزارش خبرنگار مهر، "تهران امروز" در صفحه تلویزیون نگاهی دارد به برنامه های ماه رمضانی شبکه تهران، مطلبی درباره سارا پولی بازیگر آشنا کارگردانی نوظهور، پخش مجموعه مستند "قبله اول" و معرفی برنامه های امروز شبکه های سیما.
نگاهی به کتاب "بازیگری" نوشته میخائیل چخوف، گفتگو با عوامل نمایش "دیبوک ها"، حرف های فرشید ابراهیمیان درباره جشنواره تئاتر دفاع مقدس، نگاهی به طراحی صحنه نمایش "بی در زمان" و دلبستگی به فرهنگ اسلامی در صفحه تئاتر، گفتگو با پری صابری نویسنده و کارگردان تئاتر در صفحه گفتگو و تقدیر از چهار سینماگر در آستانه جشن خانه سینما، به تعویق افتادن پروژه ایرانی استون، حرف های رئیس صدا و سیما به نقل از مهر و گپی با حمید سمندریان در صفحه پایانی آمده است.

خبرگزاري فارس: «پارسه پايتخت جهان»، فيلمي كه در مقابله با 300 ساخته ميشود، ضمن پاسخگويي به اين فيلم؛ تصورات نادرست موجود در اين موارد را برطرف خواهد كرد و دروغهاي اين فيلم را آشكار ميكند.

در این مراسم علاوه بر برگزیدگان سینما و تلویزیون در سال 85، از برندگان فقید تندیس حافظ شامل رسول ملاقلیپور، ساموئل خاچیکیان، بابک بیات، مهرزاد مینویی، علیرضا وزل شمیرانی و مهدی فتحی تقدیر شد.
به گزارش خبرنگار تبیان و به نقل از روابط عمومی فیلم آتش سبزعزت الله انتظامي از سهشنبه هفته گذشته بازي خود را در اين فيلم آغاز كرد و به نظر ميرسد كه نقشي متفاوت و دشوار را در اين فيلم برعهده گرفته است.گروه فيلمبرداري آتش سبز در حال حاضر در بيرجند هستند و طبق برنامهريزيها فيلمبرداري اين فيلم تا اوايل مردادماه به طول خواهد انجاميد كه فيلمبرداري آخرين نماهاي اين فيلم در تهران انجام خواهد شد .




صدور مجوز اکران و پخش فیلم «نقاب» از سوی معاونت سینمایی وزارت ارشاد با اعتراض شدید بینندگان این فیلم خصوصا خانواده ها مواجه شده است.
به گزارش خبرنگار رجانيوز، این فیلم که در قبح شکنی، ترویج لا ابالی گری و همچنین نمایش صحنه های مستهجن، گوی سبقت را از فیلم فارسی های دوره های گذشته ربوده است، در سال 83 تولید شده و بلافاصله پس از پایان مراحل تولید، توقیف شده بود، اما کارگردان این فیلم اکنون و در دوره حاکمیت دولت اصولگرا، موفق شده است تا با عنایت ویژه(!) معاونت سینمایی وزارت ارشاد بدون اصلاح حتی یک قسمت از صحنه های مستهجن آن، این فیلم را بر روی پرده سینماها ببرد.

اکران خصوصی فیلم «پارک وی» به کارگردانی فریدون جیرانی ٬ امشب ( ۲۲ خرداد ) در سینما فلسطین تهران برگزار می شود . در این اکران خصوصی علاوه بر بازیگران و عوامل فیلم ٬ جمعی از ورزشکاران و هنرمندان کشور نیز حضور دارند .
این اکران از ساعت ۲۱ آغاز و تا ساعت ۲۳ ادامه خواهد داشت . «پارک وی» سومین هفته از اکران خود را پشت سر می گذارد و با فروشی معادل ۱۳۰ میلیون تومان روبرو شده است . نیما شاهرخ شاهی ٬ رعنا آزادی ور ٬ بیتا فرهی ٬ محمدرضا شریفی نیا ٬ نیوشا ضیغمی ٬ علی کاظمی و آناهیتا نعمتی از جمله بازیگران پارک وی هستند . پل پارک وی تهران برای کوهیار هدایت تنها یک بزرگراه نیست بلکه پلی است به سوی رها روانبخش .پلی که کوهیار فکر می کند با حرکت خلاف جهت روی آن به قصه عشق می رسد، اما نمی داند سرانجام این قصه لالایی نیست
| احتمال تحریم جشن سینمای ایران از سوی تهیهکنندگان فیلمهای ایرانی، انتخاب عباس کیارستمی به عنوان رئیس هیئت داوران جشنواره کاپالبیو، انحلال کانون تدوینگران و معرفی برگزیدگان جایزه تونی عناوین برجسته صفحه فرهنگ و هنر مطبوعات امروز سهشنبه 22 خرداد هستند. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، "تهران امروز" در صفحه رسانه به آماده پخش شدن تله فیلم "روابط" ایرج کریمی، گفتگو با مسئول استودیو صدای شهر، گپ روز با کارگردان برنامه "صندلی داغ" و معرفی برنامه های امروز شبکه های سیما پرداخته و در صفحه سینمای ایران گپی با پرویز شیخ طادی کارگردان "سینه سرخ"، مطلبی به مناسبت سالروز دیدار کارگردانان سینمای ایران با رهبر معظم انقلاب، انتخاب حمید لولایی به عنوان چهره هفته و نقدی بر "پارک وی" را مورد توجه قرار داده است. |



دستهای پنهانی پشت پرده سینما وجود دارد که برای ضربه زدن به صاحبان فیلم و از کار انداختن چرخه اقتصاد سینمای ایران از هیچ اقدامی فروگذار نیستند."نقاب" هم از این قاعده مستثنی نبود و سه میلیون سیدی قاچاق شبانه روانه کوچه و خیابان شد.

فيلم شورشي: پرونده ليتونينكو گذشته از چهره لاغر و در حال مرگ اين جاسوس روسي كه نوامبر گذشته در بيمارستاني در لندن درگذشت، اقدام به ارايه سابقهاي طولاني از درگيريهاي 10 ساله ليتونينكو با رؤساي سابقش در كا گ ب كرده است








در اين بخش از شرح فيلم هاى هاليوود، تريلرى رابرگزيده ايم كه هفته پنجم اكران را پشت سر گذاشته است. «ديستربيا» نام فيلمى است كه مشكلات پسرى نوجوان را به تصوير مى كشد كه پس از مرگ پدرش، با آنها گريبانگير شده است. داستان از جايى آغاز مى شود كه پسرى نوجوان به نام كيل برچت، پدرش را در يك سانحه تصادف اتومبيل از دست مى دهد و پس از يك سال، مشكلات كيل آغاز شده و از او فردى كج خلق مى سازد. مادر او جولى همواره مى كوشد تا زندگى راحتى را براى كيل فراهم كند، اما با بى علاقگى او روبرو مى شود. همچنين هنگامى كه كيل در مدرسه با سرزنش يكى از معلمانش مواجه مى شود، به طرف او حمله كرده و به او آسيب مى رساند. به همين جهت با حكم دادگاه به مدت سه ماه در خانه زندانى مى شود. بنابراين او كارى براى انجام دادن ندارد و به تدريج افكار آزار دهنده به سراغش مى آيد تا اينكه تصورى عجيب براى او به وجود مى آيد، اينكه يكى از همسايگان روبروى آنها، قاتل است. از اين رو شب ها را با جاسوسى از پشت پنجره در خانه هاى همسايه هايشان، سپرى مى كند و اين كار از او يك فرد فضول مى سازد. در اين اثنا يك شب كه سرگرم كار خود است، با دوربينش قتلى را در خانه همسايه شان، آقاى تورنر، مشاهده مى كند. پس از آن كشف حقايقى كه در پس اين قتل نهفته است، فكر كيل را مشغول كرده و تنها دغدغه او محسوب مى شود. بدين ترتيب افكارى كه در ابتدا مزاحم به نظرمى رسيدند، حالتى جدى تر به خود مى گيرد، اما آيا بدگمانى هاى اين نوجوان نسبت به همسايه شان، زاييده ذهن و نيروى تخيل قوى اوست؟، سوالى كه ذهن مخاطبان اين فيلم را درگير خود مى كند. «ديستربيا» يك كمدى سياه براى بزرگسالان و تريلرى پست مدرن براى گروه سنى نوجوان به شمار مى رود كه سرشار از هيجان و وحشت، خاص اين گروه سنى است.اين فيلم نسخه بازسازى شده فيلم كلاسيك «پنجره پشتى» ساخته آلفرد هيچكاك، در سال ،۱۹۵۴ محسوب مى شود. علت پست مدرن بودن آن را بايد استفاده كارگردان، دى.جى .كاروسو از تركيب مدرسه اى قديمى با تكنولوژى پيشرفته امروزى، ذكر كرد. در «ديستربيا» نقش آفرينى قوى بازيگران، به درك داستان فيلم كمك ارزنده اى كرده است. از جمله شيالا بيف نقش شخصى گستاخ و جسور (كيل) را به خوبى ايفا مى كند. او با كنجكاوى بيش از حد شخصيتى را به نمايش مى گذارد كه بدون فكر قبلى، دست به عملى مى زند. علاوه براين جلوه هاى بصرى «ديستربيا» قوى تر از آن هستند كه بايد در يك فيلم تريلر وجود داشته باشند.
شناسنامه فيلم
نام فيلم: ديستربيا، ژانر: تريلر، بازيگران: شيالا بيف، كرى- آن موس، ديويد مورس، سارا رومر و آرون يو، كارگردان: دى.جى. كاروسو، مدت نمايش: يك ساعت و چهل و چهار دقيقه، فروش كل: شصت ميليون دلار


اين فيلم كه در بیست و یکمین جشنواره فیلم کودک همدان به عنوان بهترين فيلم شناخته شد، داستان ازدواج مجدد و مخفیانه مردی است که اين ازدواج برای او مشکلاتی به وجود می آورد. مرد تصمیم می گیرد این راز را فاش کند، اما فرزندان او مانع این کار می شوند.
محمدرضا شریفینیا، فرهاد آئیش، شقایق فراهانی، شهره لرستانی، مريلا زارعي، مریم امیرجلالی، ترلان پروانه و الما اسکویی بازیگران «نصف مال من، نصف مال تو» هستند.
اصغر عبداللهی نویسنده فیلمنامه، غلامرضا آزادی مدیر فیلمبرداری، رضا رادمنش طراح گریم، افسانه صمدزاده طراح صحنه و لباس، آرش برومند صدابردار و علی سرتیپی و روح الله بهمنی سرمایهگذاران اين فيلم هستند.
علی سرتیپی، تهیه کننده «نصف مال من، نصف مال تو» است و پخش آن را شركت فيلميران برعهده دارد.
%5B100%5D.jpg)

در اين مراسم كه در تالار مهرباني ورزشگاه انقلاب برپا شد، عليرضا رئيسيان رئيس كانون كارگردانان سينماي گفت: اين مراسم به عنوان نخستين شب تقدير و تشكر از جايگاه و مقاميكه كارگردانان در سينماي ايران دارند، برپا شده است.

به گزارش آسوشیتدپرس گورئون اسکات بازیگر خوشاندام و جذابی که در سینمای دهه 1950 امریکا نقش تارزانی "باهوش و مهربان" را بازی کرد، در 80 سالگی درگذشت.
به گفته سخنگوی بیمارستان جانز هاپکینز در بالتیمور محل اقامت او در سالهای آخر عمر او به علت عوارض به دنبالا عمل جراحی قلب فوت کرد.
اسکات در طول دوره کاریش در 24 فیلم از جمله چندین فیلم تارزان در دهه 1950 بازی کرد.
شخصیت تارزان، قهرمانی که با الیاف جنگلی تاب میخورد و نعره مخصوصش را سر میداد، را نویسنده آمرکایی، ادگار رایس باروز، خلق کرد و چند هنرپیشه از جمله جانی ویسمولر، المو لینکلن و لاری کراب نقش او را در فیلمهای سینمایی بازی کردند.
اسکات که در سال 1926 در بالتیمور متولد شد، در ابتدای جوانی مامور نجات غریق در هتلی در لاسوگاس بود و در آنجا بود که نظر یک تهیهکننده هالیوودی را جلب کرد.
او پس از آنکه از میان 200 داوطلب از کشورهای مختلف اجرایی بهتر به نمایش گذاشت قراردادی هفتساله را برای بازی در نقش تارزان امضا کرد.
«مرد عنکبوتی 3» در اولین روز نمایش 59 میلیون دلار در امریکای شمالی فروش کرد.
به گزارش بی بی سی ، تاکنون بیشترین فروش در اولین روز نمایش با 55.8 میلیون دلار متعلق به فیلم «دزدان دریایی کارائیب : صندوقچه مرد مرده» بود که سال پیش به دست آورد.
«مرد عنکبوتی 3» به کارگردانی «سم ریمی» با هزینه ای بالغ بر 260 میلیون دلار ساخته شده است.
بیش از 200 سینما درامریکا به محض شروع نمایش این فیلم در سینماهای دیگر برنامه های قبلی خود را قطع کردند.
به این ترتیب «مرد عنکبوتی 3» به طور متوسط در هر دقیقه یک میلیون دلار فروش داشته است.

مستربيني كه حدود دو دهه است، به عنوان كاراكتر اصلي مجموعهاي از نمايشهاي كوتاه تلويزيوني، مردم دنيا را ميخنداند.
(ازجمله تلويزيون خودمان هم به كرات برنامههاي تلويزيوني مستربين را در مناسبتهاي گوناگون از شبكههاي مختلفش پخش كرده است !) كاراكتري كه خالقش را به نام خود «روان اتكينسن» (بازيگر نقش مستربين) ثبت كردهاند، چرا كه اساس آن بر فيزيك بدني، حركات و رفتار و ميميكهاي خاص اين بازيگر 52 ساله انگليسي استوار است.



در روزهاي آغاز اكران اين فيلم غلوآميز و انحرافي گفت و گوي جواد شمقدري مشاور هنري محمود احمدي نژاد با خبرگزاري فارس در روزنامهها و خبرگزاريهاي جهان بازتاب گستردهاي يافت.
منتقدين و روزنامههاي خارجي نيز اين فيلم را مورد عتاب قرار داده و آن را غير قابل باور و در راستاي سياستهاي آمريكا در خاورميانه قلمداد كردند.
در اين بين عذرخواهي مايكل مور مستندساز برجسته آمريكايي و منتقد دولت بوش جالب توجه بود وي از مردم ايران به خاطر اين فيلم عذرخواهي كرد.
خبرگزاري فارس از رسانه هاي جمعي دعوت مي كند در اين نشست حضور يابند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در پوستر اين فيلم نيز از نام فيلم «300» با طراحی خاصی مشابه كلمه انگليسي باغ وحش (ZOO) استفاده شده است. كارشناسان سينمايي ساخت اين فيلم و نمايش آن در چنين زمان حساسي را همراه با اهداف سياسي دولت آمريكا قلمداد ميكنند و بر اين باورند كه هدف از نمايش اين فيلم در نهايت به تحريك افكار عمومي بر ضد ايران و فرهنگ و تمدن ايران زمین منجر خواهد شد.
كمپاني هاليوودي «برادران وارنر» این فيلم را بر اساس كتابي از «فرانك ميلر» ساخته که پس از «بي باك» و «شهرگناه» سومين اثر سينمايي است كه از روي كتابهاي كميك استريپ فرانك ميلر ساخته است. با اين تفاوت كه اين فيلم در مورد جنگی ميان شاه يوناني (لئونيداس) در برابر خشايار شاه ايراني است که با ارتشی 120 نفري رخ میدهد.
فيلم «300» به تهيهكنندگي «فرانك ميلر»، «دبوراه اسنايدر» و «كرايج.جي.فلورس» و به كارگرداني «زاك اشنايدر» ساخته شده است. در اين فيلم كه قرار است 9 مارس اكران عمومي آن آغاز شود، بازيگراني چون «جرارد باتلر»، «لنا هيدي»، «مايكل فسنبدر»، «وينسنت ريگان» و «دومنيك شوست» ايفاي نقش ميكنند.
«زاك اشنايدر»، كارگردان هاليوودي در فيلم جنگي، تاريخي «300» تلاش كرده تا روايت تاريخي مبارزه خشايارشاه اول، پادشاه ايران با «لئونيداس»، شاه اسپارت را به تصوير بكشد.
داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایار شاه ایستادگی کنند. اما گوژپشتی دروازههای شهر را به روی لشگر ایران باز میکند.
براساس روايت هرودت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند، با مقاومت در برابر لشگر عظیم خشایارشاه 3 روز مانع آنها شوند، اما در نهايت شکست خوردند. بنابر اين روايات همین دفاع 3 روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشاه در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهندهترين قسمتهای 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشیها و موجودات نفرتانگيز ارباب حقهها يعنی «اورکها». کسانی که جز کشتن نمیدانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غولهای ابله داستانهای هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوشتيپ و فداکار زمينگير میشوند.
در ساخت اين فيلم فاصله داستان تا واقعيت به حدي زياد است كه حتي خشايار به صورت يك پادشاه آفريقايي به تصوير كشيده شده است!
شيوه فيلمسازي كامپيوتري است و هنرپيشگان واقعي در صحنههاي مجازي نقشآفريني ميكنند. سعی شده موسيقي جذاب و تركيب مناسب با صحنههاي كامپيوتري نبردها تصاوير تابلوهاي نقاشي را تصویرسازی کند كه فروش فوقالعادهاي را براي سازندگانش پيشبيني كرده است.
هموطن ایرانی در تورنتو از دیدن فیلم 300 چنین می گوید:
همین الان از تماشای اولین سانس نمایش عمومی 300 برگشتم. اینها نکتههایی هستند که در نگاه نخست به نظرم رسیدند. البته اینها مواردی هستند که ارتباط زیادی با روایت تاریخی فیلم و چیزهایی که این روزها راجع به فیلم مطرح میشوند ندارند. اما به هر حال در مورد چنین چیزهایی هم تا به حال کسی چیزی ننوشته:
1- اصلا دیدن فیلم را به هیچ کسی توصیه نمیکنم. اگر فکر میکنید با وجود همه اشتباهات وحشتناک در روایت صحیح تاریخ بازهم با یک فیلم خوش ساخت و خوب طرف خواهید بود، کاملا در اشتباهید. اصلا انتظار شاهکاری مثل Sin City را نداشته باشید. آخر آن با نسخه دست دوم گلادیاتور طرف خواهید بود. خیلی از صحنههای فیلم بیشتر شبیه به صحنههای گلادیاتور بودند. داستان فیلم هم چیز زیادی ندارد.
2- چیزی که بیشتر از نادرستی روایت تاریخی فیلم آزار دهنده است، تاکید احمقانه و کلیشهای فیلم روی مفاهیمی مثل آزادی و دموکراسی است. تمام مدت فیلم یونانیهای آزاداندیش، آزادی دوست، دموکرات منش و درباره ضرورت حضور چنین چیزهایی و نابودی بدی هایی مانند بردهداری و ظلم و تاریکی که به ایرانیها ربط پیدا می کند، صحبت میکنند.
3- شاه لئونیداس، قهرمان داستان و نقش نخست است و اصولا روی روال چنین فیلم هایی خوش تیپ، شجاع، چشم آبی است و با ارتش با معرفت اسپارتا که همه آنها هیکلی ساخته و پرداخته مانند ورزشکاران کشتیکج دارند. اصولا جمع دو متغیر عقل (و سایر عواملی مثل قدرت استدلال و این جورچیزها) و هیکل برای همه انسانها یک عدد ثابت است. بنابراین همانطوری که تصور حضور یک بدن ساخته در میادین علمی کار خیلی خیلی سخت و عجیبی است، شنیدن کلماتی مثل آزادی و این جور چیزها (که حداقل به 5 دقیقه فکر کردن نیاز دارند) از این غول هایی مانند شاه لئونیداس و به اصطلاح ورزشکاران اسپارتی کمی عجیب است.
4- شاه لئونیداس و سپاه فداکار و جان بر کفش با وجود تمام آزادی خواهی هیچ رحم و مروتی ندارند و اصولا از انسانیت فقط همین آزادیاش را بیان کرده و سخت به دنبال آدم کشی هستند. در خیلی از صحنههای فیلم، شاه لئونیداس و بقیه ارتش 300 نفره با آزادی و دموکراسی تمام مشغول تکه تکه کردن سربازهای ارتش خشایار شاه هستند. در یک صحنه از فیلم هم ارتش جان بر کف اسپارت با لذت تمام مجروحها و زخمیهای ارتش ایران را میکشند، شاه لئونیداس هم بالای سرشان سیب گاز میزند.
5- گوژپشتی معروف فیلم که نه چشم آبی دارد نه قد بلند نه شکم شش تکه و نه قیافه خوبی، همه آتشها را روشن می کند. در جایی از فیلم که او از حضور در ارتش اسپارت سرخورده شده راهش را کج میکند و بی مقدمه جایی می رود که خشایارشاه در حرمسرایش منتظر او نشسته تا به لئونیداس خیانت کند.
خشایارشاه هم برای او را به دست بیاورد به او وعده مال دنیا و دختران زیبا را میدهد. تصویری که از دخترهای خوشگل مورد نظر خشایار شاه میبینید زیاد چیز جالبی نیست. بیشتر با یک مشت بازیگر فیلم مستهجن طرف هستید.
از آن طرف درست در صحنه بعدی زن زیبای شاه لئونیداس را میبینید که در غیاب شوهرش به هر دری میزند که بقیه ارتش را هم به کمک 300 دلاور شجاع بفرستد. این تفاوت بین تصویری که از زن در دوطرف ماجرا نشان داده شده و همینطور ترتیب این صحنهها خیلی حساسیت برانگیز است.
6- در همان صحنه، وسط همه این ماجراها یک قلیان هم میبینید. باز صد رحمت به معرفت کارگردان که هوای خشایار شاه را داشته و با وجود اینکه قلیان در آن زمان هنوز اختراع نشده بوده برایش یک قلیان هم چاق کرده است!
7- لهجه عربی سربازهای ارتش خشایار شاه هم جالب است. در واقع سازندگان فیلم سعی کردهاند که از بین نوشتههای خندهدار لهجه یک نفر را هم مشخص کنند.
8- آخر فیلم آن جایی که شاه لئونیداس با ارتش خود روی زمین افتادهاند، اگر کمی دقت کنید متوجه خواهید شد که لباس های زیرشان خیلی شبیه به لباس های امروزیاست. طوری که حتی دوختهای ریز روی آنها هم شبیه به مدل های امروزی است.

هموطن دیگری در وبلاگ خود نوشته:
فیلم 300 را امروز دیدم، با توجه به اینکه کتاب 300 را خوانده بودم چندان غیر منتظره نبود. مسلما اگر کتاب را نخوانده بودم و از جزئیات آن اطلاع نداشتم پروژه 300 رو شروع نمیکردم. فیلم کاملا مطابق با کتاب ساخته شده بود، همانطور که از قبل نیز اعلام شده بود.
شاید بزرگترین شوک فیلم برای من گرفتن ابهت و لخت کردن شخصیت خشایار شاه از این صلابت بود. شخصیت خشایار شاه در فیلم، علاوه بر زیورآلات که در کتاب هم دارد، با آن خط چشم و ابروهای تاتو شده و ناخن های بلند و بد قواره گی و حرکت های زنانه، شبیه یک دوجنسی است که نگاه کردن به او نیز چندش آور بود.
موجودات مشمئز کننده دیگر که لشکریان ایرانی نامیده می شدند، وضعی بهتر نداشتند. تصاویر پر بود از سیاه چهرگانی کریه، غول هایی انسان نما و سربازان بی قابلیتی که حتی قادر به کشتن یک مورچه هم نبودند و خود بسان مور و ملخ توسط 300 اسپارتی کشته می شدند. تنها گارد ویژه سلطنتی ایرانیان یا همان Immortal بودند که هیبتی قدرتمند داشتند.
از این شخصیت پردازی که بگذریم، تم تکراری در فیلم، نبرد بین آزادی و بردگی است. ایرانیان همگی برده هستند و یونانیان آزاده. ایرانیان آمده اند تا از یونانیان برده بسازند و تنها راه نجات آزادی و آزادگی در جهان پیروزی یونانیان است. توهین و تحقیر و تحمیق ایرانیان از زبان اسپارتی ها هم یکی از موضوعاتی است که مرتب (و گاهی در قالب طنز) تکرار میشود.
تمامی اینها در راستای یک داستان یا کتاب کمیک چندان غیرعادی نیست. ولی چیزی که خیلی از منتقدان را نیز به نقد واداشته، این است که فیلم خود را بسیار جدی تر از یک اقتباس طنز فرض می کند و در حالی که این یک-سویه نگری محض داستان فیلم را به جوک تبدیل کرده (جوکی که از دید بسیاری از منتنقدان پنهان نمانده) و خود را در زمره شاهکارهای داستانی سینما می پندارد.
ولی نکته اینجاست که با وجود ضعف آشکار داستان، جذابیت های تصویری و نحوه ارائه آن باعث شده که تماشاچی معمولی، متوجه ضعف داستان نشده و با هیجان هر چه تمامتر با اسپارتیها همذاتپنداری کند. لذتی که تماشاچیان خارجی از تماشای کشته شدن باشکوه و خونین دشمنان توسط اسپارتی ها و تکه اندازی آنها برای تحقیر دشمن می بردند (که در یکی دو مورد با کف زدن و تشویق بلند همراه بود) ناخوداگاه برای تماشاچی ایرانی آزار دهنده است.
هر چند که تماشاچیها فقط به خاطر دیدن تصاویر باشکوه خشونت لذت میبرند و برایشان تفاوت چندانی نمیکند که آن وحشیهایی که کشته میشوند کجایی هستند. اما اینکه این بار دشمنان ایرانی هستند، دست کم در ناخودآگاه خیلیها تاثیر بدی خواهد گذاشت.
به نظر میرسد با سوءاستفادههایی لذیذی که یونانی ها با کمک هالیوودیها در این سالها در فیلمهای تولیدی از فرهنگشان بردهاند، ما تنها نشسته و تماشا کردهایم و به رغم توانمندیهای مناسب سینما، تلویزیون و هنرمندان ایرانی برنامهای برای ساخت اثرهای تاریخی در مورد ایرانیان هزاران سال پیش نداریم و این ضعف موجود فضایی مناسب برای سوءاستفاده معاندان تاریخی با گذشته درخشان ایرانیان شده است.
گذشته از این که باید به نقش بسیار ضعیف بخشهای فرهنگی کشور در حمایت و گسترش شاخصهای میراث فرهنگی اشاره کرد، باید دید نقش دستگاههای فرهنگی مانند سازمان ارتباطات اسلامی، وزارت ارشاد اسلامی و سایر دستگاههای فرهنگی برای احقاق و اثبات حقوق ایرانیان چیست و راهکارهای مناسب اطلاع رسانی به مردم جهان پیشبینی شده است.
بیشک توانمندی دستگاههای برشمرده از چند صد ایرانی عاشق و وبلاگهای ایران دوست بیشتر است، اما چگونه میشود که تلاش خالص هموطنان ایرانی در داخل و خارج با راهاندازی اعتراضنامه، بمب گوگلی، نوشتن مقالات و راه اندازی سایتهای مشابه برای اطلاعرسانی به مردم جهان بیشتر خودش را در جهان رسانههای امروز نشان میدهد، جای بسی شگفتی است!
دو هفته پیش تلویزیون دانمارک برای چهارمین بار در طول مدت کوتاهی به بهانه نداشتن فیلم ایرانی در بخش سینمای ایران خود، فیلم سراسر دروغ و ضد ایرانی «بدون دخترم هرگز» را پخش کرده که با اعتراض نماینده فرهنگی کشورمان چنین توضیح دادهاند: «چون فیلم ایرانی نداریم و توان مالی خرید آن را هم نداریم، این فیلم را پخش میکنیم!»
در جهان مدافع تمدن امروز که «یونسکو» برای ساخت برج «جهان نما» و نصب دکل در حاشیه «آرامگاه فردوسی» میتواند، تهدید کرده و تاثیرگذار باشد، در این مورد نیز باید با حضور نماینده فرهنگی کشورمان به هدف دفاع از فرهنگ و میراث ارزشمند ایرانیان وارد عمل شود.
به جاست بخشهای فرهنگی کشورمان با دقت و البته درایت بیشتری ضمن گسترش محصولات فرهنگی و هنری کشورمان در سراسر جهان بتوانند در برابر چنین حملههای فرهنگی به میراث ایرانیان، اطلاع رسانی مناسبی را به مردم جهان ارایه دهند.
به رغم همه تلاش دانشجويان و ايرانيان سراسر جهان تاكنون از سوي مقامات ايراني خبري در خصوص تلاشهاي انجام شده برای جلوگیری از نمايش اين فيلم منتشر نشده است.
سایت خبری تحلیلی فردا
| محمدرضا اعلامی پس از ساخت فیلم "نقطه ضعف" که اقتباسی از رمان آنتونیس ساماراکیس بود و چند فیلم که نتوانستند جایگاهی درخور در کارنامه او پیدا کنند، سراغ موضوعی رفته که کمترین نسبتی با ادای دین او به سینمای کلاسیک و هیچکاک ندارد. | |
|
|
خبرگزاري فارس: كارگردان سينماي كشورمان ظهر امروز سه شنبه در نوشهر و بر اثر سكته مغزي درگذشت.

ابوالقاسم قاسمي متخصص اورژانس 115 نوشهر در گفت و گو با خبرنگار فارس گفت: مقارن ساعت 20/12 ظهر امروز به اورژانس 115 نوشهر خبر سكته يك شهروند داده شد كه با مراجعه به محل متوجه شديم اين شخص رسول ملاقلي پور كارگردان سينماي كشور است.
وي گفت: ملاقلي پور كه براي نگارش فيلمنامه جديدترين پروژه سينمايي خود به منزل يكي از دوستان خود در نوشهر آمده بود دچار عارضه سكته مغزي شده و پيش از حضور تيم پزشكي در گذشته بود.
اين پزشك متخصص گفت: ملاقلي پور سابقه دو بار سكته را نيز در پرونده پزشكي خود داشت و هم اينك پيكر وي در ساختمان 125 شهرداري نوشهر قرار دارد تا پس از انجام تشريفات پزشكي به تهران منتقل شود.
رسول ملاقلي پور از كارگردانان متعهد سينماي پس از انقلاب بود كه آخرين ساخته وي «ميم مثل مادر» تا چندي پيش بر پرده سينماهاي كشور بود.